درست بنویسیم، درست بیاندیشیم

Labels:



درست بنویسیم، درست ببینیم
یا درخت را در جای بدی کاشته اند و یا تابلو را در جای درستی نصب نکرده اند

Labels:




درست بنویسیم، درست بیاندیشیم!
درست بنویسیم، درست بیاندیشیم




Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

احقاق حق و مسبوق به سابقه


«احقاق» یعنی به حق رسیدن و جز این. «مسبوق» یعنی سابقه دار. بنابراین شایسته است که از به کار بردن دو اصطلاح بالا پرهیز شود. همان گونه که «سنگ حجرالسود» درست نیست.

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

آیا کوتاهی از دبستان ها و دبیرستان ها نیست؟

 

سال هاست که مسالۀ درست نوشتن و درست گفتن مرا باخود مشغول کرده است. برایم تنها درست به کار نبردن واژه ها مطرح نیستند. ناتوانی عمومی از بیان مقصود هم بسیار آزاردهنده است.

دهان که باز می کنیم، این قدر با هر جمله اصطلاح «به قول معروف» و گاهی «یارو گفتنی» را به کار می بریم که حتی شنونده ای را که خود گرفتار این کاربرد است گیج می کنیم... از کاربرد «مثلا» که نگو!...

نوشتن نامه به دستگاهی اداری هم یکی از دشواری های عمومی ما ایرانیان است. بگذریم از این که مکاتبه با دوستان برایمان دشوار است و تلفن بیشتر به کارمان می آید، تا نوشتن. شاید در میان مردم جهان بیشتر از همه دست به تلفن می بریم، تا دست به قلم. تلفن برآورندۀ نیازهای ضروری نیست، بلکه جانشین روزنامه و کتاب است و جانشین گفت و گوهای مطب روانشناسان و جانشین داروهای آرام بخش!... بهتر است واژۀ «غیبت» را به کار نبرم...

سخن کوتاه کنم: روی هم رفته ادب شفاهی و گفتاری بیشتر باب دندانمان است تا ادب نوشتاری. و همین است که کم خوان ترین مردم جهان هستیم و همین است که دانش ادب و تاریخ همگانی است و چون بی نیاز از نوشتن است، هرکسی می تواند شانس مجلس آرایی خود را بیازماید!

دوستی دارم یک سال بزرگ تر ازمن. خوش سخن و دانا و سرشار از آگاهی های اجتماعی، ادبی، مدنی و فرهنگی. دهان که می گشاید، می توانی باور داشته باشی که سخنی یاوه نخواهی شنید...

این دوست چند ماهی است که دست به قلم برده است و راستی را که هرچه نوشته است، آکنده از لطافت است و ظرافت و حاصلی است از نگاهی ژرف به پیرامون و تاریخ...

نوشته هایش را با صدایی گرم برایم می خواند و اندکی از بار «کم خواندن»ام می کاهد...

پای کار این دوست، سرانجام به تشویق من، به میدان چاپ راه یافت. و چون شیفتگانی پیدا کرد، از او خواستم که ویراستاری نوشته هایش را به من بسپارد. به جان پذیرفت.

و اینک یک ماهی است که من نخستین کسی هستم که نوشته های او را می خوانم لذت می برم و رنج می کشم!..

در این یک ماه بارها از خودم پرسیده ام، آیا گناه از دبستان و دبیرستان نیست که توانایی ما در نوشتن کمتر از گفتن است؟

ساده تر از هرچیز، چرا به ما در دبستان و دبیرستان دست کم نشانه های به اصطلاح سجاوندی را نمی آموزند؟ آیا اصلا خود آموزگاران و دبیران با نشانه های سجاوندی آشنا هستند؟

ساده تر از هرچیز، چرا به ما در دبستان و دبیرستان دست کم نمی آموزند که در نگارش پیرو هر شیوه ای که هستیم، بکوشیم که این پیروی یکدست باشد و نه باری به هرجهت! برای نمونه نشان جمع را یا چسبیده به کار بریم و یا جدا...

ساده تر از هرچیز، چرا به ما در دبستان و دبیرستان دست کم نمی آموزند که نوشتن هم مانند هر کار دیگر نیاز به آیین دارد و یک نوشته متفاوت است از آش شله قلمکار!

آیا اصلا خود آموزگاران و دبیران این نیاز را احساس می کنند؟

نویسندگان روزنامه ها شاگردان همین آموزگاران و دبیرانی هستند که به ندرت توجهی به درست نوشتن داشته اند...

و شگفت انگیز است که به نوشتن دیکته از کلیله و دمنه این همه بها داده شده است و دغدغۀ آموزگاران و دبیران دیکته بیشتر این بوده است که «خشت» را با «قاف» می نویسند یا با «صاد»!

چنین است که نوشته های خوب ما زیر آوار خود مدفون می شوند و خود به خود کمک می کنند به کم خواندن.

 

با فروتنی

پرویز رجبی


 

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

افتتاح اتوبوس!

 

ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی نوشت:

 

«افتتاح 120 دستگاه اتوبوس به ناوگان شهری توسط وزیر کشور».



Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

سه جوان چنان مادرشان را دوست داشته اند که حتی درگذشت او را گرامی خوانده اند و این علاقه را مستقیما با خود او درمیان گذاشته اند. روانش شاد
.

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

پاسخ به خواننده ای گرامی

 

خواننده ای در پیامی نوشته اند:

 

  «شما که این قدر ادعای درست نویسی دارید چرا هنوز حتا را حتی می نویسید؟ چون حتا کلمه ای عربی است؟ پس چون عربی است باید به رسم عربی نوشت؟ پس اگر بخواهیم بنویسیم کامپیوتر هم باید به خط انگلیسی بنویسیم»؟

 

خوانندۀ گرامی با سپاس از توجه شما اجازه دهید چند اشاره داشته باشم برای همۀ دوستداران:

1.    من با نزدیک به چهل سال کوشش برای یافتن راه هایی برای درست نویسی، اینک تنها برداشت هایم را به صورت پیشنهاد مطرح می کنم. پیداست که سخن من نه حجت است و نه من چنین انتظاری را دارم.

2.    فکر نمی کنید که اگر واژه های عربی را بخواهیم دگرگون کنیم باید «عربی» را هم «اَرَبی» بنویسیم و یا به جای «کلمه» بنویسیم «واژه»؟

3.    ما چیزی را به خط انگلیسی نمی نویسیم. اما به الفبای لاتینی چرا.

4.    ما با درست نویسی آهنگ آنه را نداریم که میراث نوشتاری خودمان را نابود کنیم. بلکه می خواهیم از آن پاسداری کنیم.
 
اگلیسی ها  که  eight را به صورت تاریخی آن  نگه می دارند، می خواهند به میراث مکتوب خود آسیب نزنند. ما ایرانی ها هم «خواهر» می نویسم و «خاهر» می خوانیم. و یا فرانسوی ها با آن نوشتار دشوار خود...

6.    در هر حال همه چیز را همگان دانند. باید دست به دست هم دهیم. دست شما   مبارک تر از دست من سالخورده است. دست شما را می فشارم.

 

با فروتنی

پرویز رجبی

 

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

ناهار نهار نیست

 

بهتر است که به جای «ناهار» نگوییم «نهار».

«ناهار» (ناآهار) به معنی بی خورش است.

فردوسی می فرماید:

اگر چند سیمرغ ناهار بود       تن زال پیش اندرش خوار بود

«ناهار» غذای وسط روز است. درگذشته ایرانیان به غذای روز توجه چندانی نداشتند.

اما «نهار» واژۀ عربی است به معنای روز. لیل و نهار یعنی شب و روز.



Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

اصول گرا، اصلاح طلب

 

صادقانه می گویم که هنوز فرق «اصوال گرا» با «اصلاح طلب» دستگیرم نشده است. نه از نظر پایبندی به انقلاب و نه از نظر آرمانی که پیش روی اصول گرایان و اصلاح طلبان قرار دارد.

کافی است که به خواست ها و گفته های دو گروه اصول گرا و اصلاح طلب در محدودۀ زمانی معین توجه کنیم. در مجموع، خواست ها و گفته ها ی هر دو گروه یکی است. با بیانی متفاوت. و نگاهی همانند. باورها یکی است. منتها نه در یک نشست مشترک و در زمانی معین. بلکه در جاها و زمان های گوناگون!  

کسی که به «اصول» باور دارد، نمی تواند خواستار «اصلاح» نباشد و کسی هم که به «اصلاح» می اندیشد،  نمی تواند از «اصول» فاصله بگیرد.

در این میان شاید باید برای «اصول» و «اصلاح» در پی تعریف هایی دقیق تر باشیم، تا از بهت درآییم.

من از پرداختن به سیاست می پرهیزم. اما سخت پایبند آنم که هنجاری را پیش بکشیم که بر میزان تفاهم می فزاید. آن گاه است که سنجیده گویی بازار می یابد و سخن ناسجیده، بی جنگ و دعوا، گوشی را برای فرورفتن نمی یابد!

پیداست که هم پایبندی به «اصول» زیباست و هم تلاش برای «اصلاح». اما با پرهیز از برداشت های به دور از منطق و گاهی ضد منطق.


Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

مقایسه ای (یا سنجیدنی)، نه تطبیقی!

 

معمولا دو موضوع را باهم مقایسه می کنیم (یا می سنجیم). بنابراین شایسته است که بگوییم: ادبیات (ادب) مقایسه ای و نه تطیقی. و همین گونه در دیگر زمینه ها...



Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

یادآوری


یکی از خوانندگان نوشته است:

«جناب اقای رجبی

زبان آذری لهجه نیست بلکه سومین زبان زنده دنیا است ولی زبان فارسی سی وسومین لهجه عرب است با این وجود امیدوارم در تفکرات و مطالعات خود تجدید نظر داشته و اطلاعاتی بی اساس از خودتان نبافید»

منظور این خوانندۀ محترم زبان ترکی است و می تواند درست باشد.

منظور من هم این است که زبان آذربایجانی زبانی ترکی است و لهجۀ آذری لهجه ای ایرانی. پس آذربایجانی را آذری ننامیم. نمی دام کجای این نظر می تواند آزاردهنده باشد. گذشته از این در همۀ دانش ها آن قدر نظر داده می شود تا سرانجام حقیقت ناب آشکار می شود. زبان شناسی هم مانند فیزیک یک دانش است. من هم می توانم مانند یک فیزیک دان نظری داشته باشم که دیگران آن را رد کنند. اگر اتلاق «بافندگی» درست باشد پس تاریخ دانش آکنده از بافندگان است.

این خواننده از سر حساسیت فارسی را لهجه ای عربی خوانده است.


فراموش نکنیم دیگر دانشمندان اهل نظر و همچنین مردم هم سهمی در قضاوت دارند.

مگر اگر سخنمان را آلوده به توهین نکنیم کسی به آن گوش نخواهد سپرد؟


با سپاس از این خواننده


Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم


دشمنی   یا افشاگری با دوستی و مهر!

 
حدود هفت سده سخن خواجۀ شیراز را تکرار کردیم که:

با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

و امروز می بینم که تقریبا همه شمشیرها را از رو بسته ایم!

من با استفادۀ از حرمت این بحث فرهنگی، می خواهم آرزو کنم که دوستان اندرز حافظ را فراموش نکنند...

پیداست که این را نیز آگاهم که حافظ آسایش دو گیتی را تفسیر آن دو حرف دانسته است و جای بهانه را باز گذاشته است!

ظرافت حافظ را الگوی خود بدانیم و اکنون که این حیا را داریم که سرانجام پایان نامۀ تهدید آمیز خود را «با مهر» و «دوستدار» امضا می کنیم، در خود نامه نیز از مهر و دوستی دریغ نکنیم. تا خواست و آرزویمان هماهنگ باشند.

یا به درستی محتوای پیام خود بیاندیشم، یا به نیتمان به هنگام امضای پیام.

پیداست که یکی از دو نادرست است. بگذاریم پیاممان نادرست خوانده شود.

و چه نیکوست این اصطلاح «ستارالعیوب»!

 

با فروتنی

پرویز رجبی

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

آذری ترکی نیست و ترکی آذری نیست

 

بی دقتی در استفادۀ از واژه ها و اصطلاح ها دامنه ای چنان گسترده یافته است که گاهی ما توانایی گفتوگویی علمی را نمی یابیم و تازه خشمگین هم می شویم! گاهی حتی با آمیختن دشواری ها با یکدیگر، ندانسته به آرمان خود آسیب می زنیم.

پیداست که اگر ما مرغ عشق را بلبل بنامیم، نه مرغ عشق بلبل می شود و نه بلبل مرغ عشق! از این روی شایسته است که دست کم پرنده شناسان در نامیدن پرنده ها دقیق تر باشند...

«آذری» یعنی منسوب به آذربایجان و نام زبان کهن مردم آذربایجان و یکی از لهجه های ایرانی است که امروز نیز در برخی از جاهای آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان به آن سخن می گویند. مانند «تاتی». لهجۀ «آذری» چون نزد مردم کوهنشین مانده است به زبان پهلوی نزدیک تر است و بسیاری از واژه های کهن ایرانی که امروز از یاد رفته اند، هنوز در این لهجه برجای مانده اند.

مولوی در ملمعات خود دارد:

«اگر تات، ساک، رومساک وگر تورک زبانی، بی زبانی را بیاموز»

بنابراین این که برخی از مردم، حتی دانشمندان به اصطلاح قوم شناس، زبان ترکی مردم کنونی آذربایجان را با پافشاری «آذری» می نامند، راه درستی نمی روند. «آذری زبان» تقریبا تنها در روستاهای کوهستانی آذریایجان داریم. اما «ترک» در سراسر ایران.

پرسشی نیز می تواند اندکی روشنگر باشد:

چه شده است که ملتی نام زبان خود را واژه ای فارسی گزیده است؟

اگر پاسخ این باشد که فشار فارس ها در این گزینش نقش دادشته است، بی درنگ خواهم گفت که ایرانیان (وفارس ها) از روزگار غزنویان تا پایان فرمانروایی قاجارها، حدود یک هزاره فرمانروایان ترک داشته اند و این فرمانروایان ترک بوده اند که می توانسته اند زبان فارسی را براندازند. در حالی که چنین نشده است و حتی در زمان فرمانروایان این هزار سال و به خواستاری آن ها، زبان فارسی به بیشترین ذخیرۀ مکتوب خود دست یافته است.



Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

قند پارسی

 
امروز بزرگ ترین خبرگزاری ایران در رابطه با بازگشایی تونل کندوان نوشت:

 

«پورمحمد از اقدام ويژه راه و ترابري مازندران براي بازگشايي مقطعي اين محور خبر داد و افزود: ماموران راه و ترابري مازندران براي حل سريعتر اين محور با لوله گذاري در مسير پل هاي مسدود شده بر روي آسفالت در جاده اصلي و بارريزي اقدام به ايجاد مسير براي عبور اضطراري جهت تردد مسافران و عبور آب ارتفاعات كردند كه جريان پاكسازي منطقه را سرعت بخشيد».



Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

فوق نه، فوق لیسانس

 
چند سال است که دامنۀ سایش زبان، نه به سبب روندی تکاملی، بلکه از سر تنبلی و بی توجهی به ارزش و نقش واژه ها و اصطلاح ها دامنۀ تازه ای پیدا کرده است.

به گونه ای روزافزون شنیده می شود که به جای «فوق لیسانس» با واژۀ «فوق» قال قضیه کنده  می شود. شاید اگر اصطلاح های «فوق دیپلم» و «فوق دکترا» را نمی داشتیم، می توانستیم با این ساده سازی کنار بیاییم. اما شاهدیم که پزشکان میل زیادی به داشتن «فوق تخصص» دارند و «کاردانان» هنوز دل از «فوق دیپلم» نکنده اند...

می بینم که اغلب کوشیده می شود تا با انداختن نگاهی به قد بالای مخاطب به درجۀ «فوق» او پی برده شود!

بهتر نیست که از قند پارسی بلور شفاف نبات بسازیم؟...

 

یادآوری:

یکی از خوانندگان در بخش پیشین، در پیامی لب به دشنام گشوده بود. این واکنش نه در چهارچوب این برنامۀ فرهنگی می گنجد و نه زیبندۀ قند پارسی است.

ما که از قدیم گفته ایم که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!

شمشیر را نمی توان در هر مجلسی از روبست. شمشیر هم نیاز به کاربردی درست دارد!
فراموش نکنیم که داستان آرش کمانگیر را طوطیان شکرشکن پرداخته اند.

 

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

توجه رسانه ها به قتد پارسی

 

امروز بزرگ ترین خبرگزاری ایران در گزارش خود از پرده برداری از تندیس فردوسی در کنار کتابخانۀ ملی و بزرگراه شهید همت نوشت:

«ساخت اين تنديس كه 11 ماه به طول كشيد در شهر باكو در جمهوری آذربايجان ساخته و به ايران منتقل شده است»!

پیداست که نیازی به توضیح نیست.

Labels:



درست بنویسیم، درست بگوییم

لازم به یادآوری است!

 
مجریان برنامه های رادیو تلویزیون اغلب به جای «یادآوری می شود»، می گویند: «لازم به یادآوری است». نیاز به آگاهی چندانی در زمینه های دستوری نیست، تا بدانیم که ساختار این جمله درست نیست. توجه به معنی واژۀ «لازم» برای پی بردن به نادرستی این جمله کفایت می کند!

 

میدان ها، نه میادین

پیداست که شایسته است که واژۀ پهلوی و فارسی «میدان» را با نشان جمع فارسی و به صورت «میدان ها» بیاوریم.

Labels: